سردی زمونه تو تابستون ...

... سلامت را نمی خواهند پاسخ گفت

    سرها در گریبان است

    دمت گرم و سرت خوش باد

    سلامم را تو پاسخ گوی ، در بگشای

    منم من ، میهمان هر شبت ، لولی وش مغموم

    منم من ، سنگ تیپا خورده ی رنجور

    منم ، دشنام پست آفرینش ، نغمه ناجور

    نه از رومم ، نه از زنگم ، همان بیرنگ بیرنگم

    بیا بگشای در ، بگشای ، دلتنگم

    حریفا ! میزبانا ! میهمان سال و ماهت پشت در چون موج میلرزد

    تگرگی نیست ، مرگی نیست

    صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است

    من امشب آمدستم وام بگذارم

    حسابت را کنار جام بگذارم

    چه میگویی که بیگه شد ، بامداد آمد ؟

    فریبت میدهد ، بر آسمان این سرخی بعد از سحر نیست ...

                                                    ( قطعه ای از زمستان / مهدی اخوان ثالث )

  

       

/ 4 نظر / 26 بازدید
مردشب

سلام گلم . خسته نباشی : امشب به رسم دوستی ، یادی ز یاران میکنم در غربتی تاریک و سرد ، از غم حکایت میکنم منتظر حضورگرمتان هستم . بدرود [گل]

غریبه_آشنا

سلام چطوری هنوزم که حالت گرفته ( البته از نوشتت احساس می کنم ) قالب زیبایی داری ولی به قالب اولی نمی رسه دومی خوب نبود و لی این خوبه خوشم میاد ازش[زبان] سر نمی زنی دیگه خبر نمی گیری خبر نمی کنی که به روزی البته تا جایی که می شناسمت همیشه به روز بودی موفق باشی و خوشحال دیوونه[نیشخند][چشمک][گل][خداحافظ][گل][خداحافظ][گل][خداحافظ][گل][خداحافظ][گل][خداحافظ][گل][خداحافظ]

ماه بانو

سلام مبارکه! من این قالب رو خیلی بیشتر از قبلی دوست دارم.[گل]

عارف

حریفا رو چراغ خانه را بفروز که شب با روز یکسان است... دلم برای سکوت شبانه تن شده بود اما آمدم